سلام به عشقای لوکوبوکی.
این رمان یک داستان با یک بگراند غمگین شروع و تموم میشه ولی در این بین ژانرهای مختلفی هم درگیر رمان میشوند از ژانر عاشقانه گرفته تا ترسناکو طنز!
من تا تونستم نخواستم این رمان مثل خیلی از رمان ها کلیشه ای بشه! چون دیگه خیلی تکراری شده که اول رمان ها یک دختر بدبختو تهی دسته ولی اخر داستان موفق میشه و همچی درست میشه!
من با خلاقیت های خاص درون رمان این کلیشه ای بودن داستانو ازش گرفتم و حاص تَرِش کردم...
خلاصه: رمان "فرشته نحص" بیان کننده ی زندگیه دختریه که از نوزادی پدر و مادرشو بخاطر تصادفی از دست میده،
و همینطور مادر بزرگ و پدر بزرگشو در کودکی از دست میده!
به خاطر این مرگ ها، فامیل ان را نحص و شوم میدانند و به او نزدیک نمیشوند...
این دختر بسیار قشنگ و زیبا بود ولی به خاطر این ماجراها کمی پژمرده میشود.
این دختر با ارثی که به ان میرسد زندگیه خود را میچرخاند ولی با اتفاقاتی که برای او می افتد
او ارث خود را از دست میدهد!
و بی پولی ان را اذیت میکند که بلاخره کار پیدا میکند و وارد عرصه ای میشود
و در این بین عاشق هم میشود که البته این عشق یکم داستان میشه و سوء تفاهم هایی پیش میاد...